سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

702

تاريخ ايران ( فارسى )

آرند و در حج كبير ( تمتع ) موظف بودند عرفات را كه كوه كوچكى است سمت شرقى مكه درك نموده و در وادى منابر عليه شيطان رمى حجره نمايند . در خاتمهء اين اعمال حيواناتى را كه بنام قربانى آورده بودند ميكشتند ، اما اين مناسك را به ابراهيم نسبت دادن و از آثار او شمردن چنان كه معروف هم همين است غير از استيلاى نوشتجات يهود و اينكه از طرف آنها اين امر اشاعت يافته باشد منشاء و مدرك ديگرى براى آن نيست و همچنين از پاشنهء پاى اسمعيل كه به زمين خورده و چاه زمزم پيدا شده است از جمله شهرتهائى است كه هنوز براى آن مدرك صحيحى در دست نيست . در هر صورت مردم بناء خانه كعبه و وضع آن مناسك و اعمال را از آن ابراهيم و اسحق مىدانند . اجداد پيغمبر چون مسئلهء نسب در ميان عرب اولين درجهء اهميت را دارا مىباشد لهذا لازم است كه راجع به قبيله و آباء و اجداد ( حضرت ) محمد شرحى بر سبيل اجمال ذكر نمائيم . در اواسط قرن پنجم ميلادى قصى يكنفر از زعماى قريش « 1 » حكومت مكه را دارا شده و او تمام افراد قبيلهء خود را در اين شهر جمع نمود . قصى علاوه بر سردارى در ايام جنگ و قضاوت در ايام صلح كه برحسب رسوم و عوائد آن عصر دارا بود كليددارى خانهء كعبه و سقايت حاج نيز به او محول بوده است . پس از فوت قصى و نيز فوت پسر ارشد بين وارث نزاع سختى درگرفت . آنهائيكه از طبقهء اكبر اولاد بودند حاضر نشدند كه از اختيارات فوق سهمى هم به طبقهء كوچكتر داده باشند . اين نزاع و كشمكش بين آنها رسيد به جائى كه نزديك بود به قتال و جدال بكشد . حاميان اولاد كبار دستهاى خود را ميان كاسهء خون غوطه داده جلو اصنام مشغول استعاثه شدند . هاشم هم كه از طرف صغار ولايت داشت بحلف و قسم مبادرت نموده با وقايع ديگرى كه رويداده بالاخره قرار بر اين شد كه كليددارى خانهء كعبه و سردارى ايام جنك با اولاد كبار و

--> ( 1 ) - بعضيها قريش را مشتق از لفظى دانسته‌اند كه معناى آن « شتر بسيار اصيل مىباشد . و اين اگر صحيح باشد مع التعجب نام زردشت هم بطوريكه احتمال داده‌اند تقريبا همين معنا را دارد و اين توافق واقعا يك توافق غريبى است ، رجوع شود بفصل نهم كتاب حاضر ( مؤلف ) .